مرتضى مطهرى
455
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نقش انسان در تكامل تاريخ نظريهء « اقتصاد ، قوهء محركهء تاريخ » . . . « 1 » مدعا مطرح شده و حالا ما بايد ماهيت اين مدعا را بشكافيم ، ببينيم در مقابلش چه مدعاى ديگرى هست و مىتواند باشد . در اين مدعا به تعبير خودشان قوهء محركهء تاريخ اقتصاد است ، روابط توليد است و به تعبير ديگر وضع توليد . در اين تعبير ، تحولاتى كه در جامعهء بشرى رخ مىدهد چه از نظر سياسى ، چه از نظر فكرى و چه از نظر اخلاقى و چه از نظر هنرى ، تمام اين تحولات ريشهاش تحولاتى است كه در وضع توليد به وجود مىآيد و قهراً متناسب با آنهاست و يا به تعبير ديگر انعكاسى از آنهاست . درست مثل يك ساعت كه آن فنر است كه تدريجاً دارد حركت مىكند و همهء چرخهاى ديگر به تبع آن حركت مىكنند ، و لهذا [ وضع توليد ] را قوهء محركهء تاريخ دانستند . اينها اصل به وجود آمدنش را نگفتهاند كه آن وقتى كه شروع مىشود چگونه شروع مىشود . ناچار در شروع همچنين چيزى بايد بگويند كه اصلًا نه فقط در جريان تحول ، اينچنين تحولى رخ مىدهد بلكه اصل اولين فكرى كه براى بشر در هر مسألهاى پيدا شده است تابع وضع خاص اقتصادى اوست . نقد اين نظريه در درسهاى كتاب ماركس و ماركسيسم نويسنده چنين تعبير مىكرد كه « ماترياليسم تاريخى يك
--> ( 1 ) [ چند ثانيهء اول نوار ، صدا نامفهوم است . ]